محمد مهدى ملايرى

158

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تغييرى ندادند بلكه ناچار شدند كه بعضى از روشهاى خود را هم كه تا آن زمان در اراضى مفتوحه عمل مىكردند در آنجا تغيير دهند و يكى از آنها تقسيم اراضى مفتوحه بود بين فاتحان . اما چنان كه پيش از اين هم گفته شد ، عمر پس از فتح سرزمين عراق به سبب دشوارىهايى كه در آنجا با آنها روبه‌رو شد از تقسيم آنجا ميان فاتحان منصرف گرديد و دستور داد كه زمينهاى آنجا همچنان در دست صاحبان آنها باقى بماند و از آنها خراج بگيرند . حتى آن مقدار از زمينها را هم كه بعضى از قبائل طبق قرارى كه قبلا با خليفه گذاشته بودند تصرف كرده بودند از آنها مسترد دارند و به صاحبان اصلى آنها واگذارند . هنگامى كه عمر قبائل عرب را براى حمله به ايران تشويق مىكرد جرير بن عبد الله بجلّى به شرطى حاضر به شركت در اين حمله شد كه سهم او و قبيله‌اش از غنائم نه براساس روشى كه تا آن زمان مورد عمل مسلمانان بود ، بلكه بدين‌گونه باشد كه از آنچه در اين حمله نصيب مسلمانان مىگردد يك چهارم آن از آن او و قبيلهء او باشد . عمر نيز اين شرط را پذيرفت ، و به همين دستاويز قبيلهء بجيله پس از فتح عراق قسمتى از روستاها و زمينهاى كشاورزى آنجا را تصرف كردند ، و وقتى عمر به سبب مشكلاتى كه با آن مواجه شد از تقسيم آنجا صرف‌نظر كرد ، دستور داد كه آن زمينها را هم از قبيلهء بجيله بازپس ستانند و به صاحبان آنها بازگردانند و چون در آغاز شرط آنها را پذيرفته بود رضايت آنها را با پرداخت مبلغى ( كه آن را هشتاد دينار نوشته‌اند ) جلب كرد . « 1 » از اينكه در غالب رواياتى كه در انصراف عمر از تقسيم زمينهاى عراق آمده ذكرى از آب و مشكلات ناشى از آن رفته چنين برمىآيد كه مهمترين مانع اين كار همان شبكهء آبيارى دقيق و پيچيده‌اى بوده كه در اين سرزمين وجود داشته و حفظ و بهره‌بردارى از آن مستلزم اطلاع و مهارت و سررشته داشتن از امورى بوده كه تنها در اثر مداومت و آشنايى محلى حاصل مىشده و اين امور را

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 7 .